نقد فیلم Winter Sleep
نازگل صبوری
زمان تقریبی مطالعه:4دقیقه
خواب زمستانی بیش از هر چیز تصویری سینمایی از یأس وجودی کییرکگور است؛ یأسی که در تضاد میان ظاهر آبرومند و درون فروپاشیدهی آیدین متجلی میشود. او نه میتواند به ایمان و آرامش متعالی پناه ببرد، نه توان رویارویی با تنهایی خود را دارد. در نتیجه، همچون قهرمانان تراژدی، در گرداب خودآزاری و انزوا دست و پا میزند و همین است که فیلم را به اثری فراتر از یک درام اجتماعی، به یک تأمل فلسفی بدل میکند.
خواب زمستانی نوری بیلگه جیلان، هرچند اثری است سنگین، بهطرز اغراقآمیزی پرکلام و در امتداد سه ساعت و ربع طولانیاش مخاطب را به صبر میآزماید، اما نهایتاً توانست معتبرترین جایزه جشنواره کن ـ نخل طلا ـ را از آن خود کند. این پیروزی، هم تأییدی است بر جسارت جیلان در پیگیری سینمایی فلسفی و بیامان، و هم نشانی است از ستایش منتقدان نسبت به توانایی او در خلق درامی عمیق و چندلایه.
فیلم، آگاهانه ساختار روایی مرسوم را کنار میگذارد و با تکیهای بیوقفه بر دیالوگ و کشمکشهای کلامی، تماشاگر را به درون جهان یخزده کاپادوکیه میکشاند؛ جهانی که در آن روابط میان آیدین (هالوک بیلگینر)، همسر جوانش نیهال (ملیسا سوزن) و خواهرش نِجلا (دمت آکباğ) آرامآرام فرو میپاشد. این سهنفره، در فضایی شبیه هزارتوی هتل خانوادگی، همچون آینههایی در برابر هم میایستند و غرور، سادهلوحی اخلاقی و تلخیهای درونی یکدیگر را برملا میکنند. فضای تئاتری و «چخوفی» فیلم، که خود کارگردان نیز با اشارهای مستقیم در تیتراژ پایانی بر آن صحه میگذارد، عملاً روح اثر را شکل میدهد و آن را از سطح یک درام خانوادگی فراتر میبرد.
بیشک جیلان با این فیلم راهی دشوار برگزیده است: او از تماشاگر میخواهد نه منفعل بیننده تصاویر، بلکه خوانندهای صبور برای رمانی تصویری باشد. بسیاری این دیالوگهای پایانناپذیر را خستهکننده خواهند یافت، اما دقیقاً همین سماجت در گفتوگوهاست که در نهایت لایههای پنهان شخصیتها را میشکافد و از دل ملال، به کشفهای روانشناختی میرسد. این همان جسارتی است که داوران کن تحسین کردند: سینمایی که بیتعارف دشوار و طاقتفرساست، اما در عین حال حامل بینش و حقیقتی عمیق درباره انسان و انزواست.
قدرت فیلم نه تنها در بازیهای درخشان ـ بهویژه بیلگینر، که در هر صحنه حضوری کاریزماتیک و چندوجهی دارد ـ بلکه در قاببندی و نورپردازیهای گوکان تیریاکی است که حتی در فضاهای بسته نیز غنای بصری میآفریند. خواب زمستانی نشان میدهد چگونه میتوان از دل سکون و سرما، تصویری پر از حیات و اضطراب انسانی بیرون کشید.
با این همه، نمیتوان انکار کرد که فیلم تجربهای آسان نیست و برای مخاطب عام شاید بیش از اندازه طاقتفرسا به نظر برسد. اما جشنواره کن همواره در پی کشف آثاری است که سینما را به مرزهای تازه برسانند، و خواب زمستانی دقیقاً چنین میکند: فیلمی که با تکگویی relentless خود، تماشاگر را به چالش میکشد، شاید حتی او را خسته و دلزده سازد، اما در نهایت به او میفهماند چرا سینما میتواند همچنان عرصه اندیشه، رنج و مکاشفه باشد.
از همینروست که این اثر، با همه دشواریهایش، بهحق نخل طلا را به خانه برد؛ چراکه کمتر فیلمی توانسته است اینگونه بیامان، کاوش درون انسان را به جوهره خود بدل کند.
مطالب زیر را حتما بخوانید:
تمامی اطلاعات شما نزد ما با بسیار بالا محفوظ خواهد بود.
مزایای عضویت در سیگما:
- ● دسترسی به فایل های دانلودی
- ● اعتبار هدیه به ارزش 50 هزار تومان
- ● دسترسی آسان به آپدیت محصولات
- ● دریافت پشتیبانی برای محصولات
- ● بهره مندی از تخفیف های ویژه کاربران
نوشتههای تازه
آخرین دیدگاهها
- مدی در من جای مردگان بسیاری زیستهام – نازگل صبوری
- آدم بزرگا مشغول صبحتن: درمورد آلبوم The new abnormal از the Strokes - از هنر در آلبوم Luck and Strange از دیوید گیلمور + شنیدن تمام آلبوم
- نقد انیمیشن inside out (2) - از هنر در نقد سریال Bojack.Horseman
- درمورد تد هیوز; همسر سیلویا پلات - از هنر در کلماتی درمورد سیلوی پلات و دیوانگی
دسته بندی مطالب
- ادبیات (9)
- دستهبندی نشده (2)
- سینما (44)
- موسیقی (4)
- نقاشی (12)

قوانین ارسال دیدگاه در سایت